|
آموخته ام |
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر ۱۳۸۴ ساعت 23:26 توسط علی محتشم
|
|
آموخته ام |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم