![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود. |
|
بذار خيال کنم هنوز ترانه هامو ميشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو ميشنوی بذار خيال کنم هنوز يه لحظه از نيازتم اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر ديدنم شبا پر از خواب منی بذار خيال کنم تو دلتنگی هات،غروب که ميشه ياد من می افتی توئی که قصه ی طلوع عشقـــــــو،گفتی و دوستت دارمو نگفتی بذار خيال کنم منم اون که دلت تنگه براش اونی که وقتی تنهايی پر ميشی از خاطره هاش اون که هنوز دوستش داری،اون که هنوز هم نفسه بذار خيال کنم منم،اونی که بودنش بسه دوباره فال حافظ و،دوباره توی فالمی بذار خيال کنم بذار،اگر چه بی خيالمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:25 توسط علی محتشم |
|
|
يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود! از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟ آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟ آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟ آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى ! آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتریها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ... مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟ مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟ مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 23:16 توسط علی محتشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی |
|
RSS
|