![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود. |
|
ای صمیمی
ای صمیمی! . . . ای دوست
گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی
دیدنت . . . حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه ی دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
و دل من . . . به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی! . . . ای خوب
تو مرا یادکنی . . . یا نکنی
من به یادت هستم
من صمیمانه به یادت هستم
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پرگل باد
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:41 توسط علی محتشم |
|
|
ویژگیهای پسران باکلاس
دو: کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار سه: بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا چهار: نگرفتن ناخن های انگشتان دست پنج: بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی شش: گوش دادن موسیقی بدون کلام هفت: نوشیدن نوشابه های انرزی زا هشت: اظهار نه: عدم تمایل به ازدواج ده: تظاهر به عصبی بودن و... (تمامی این مطالب به طنز و شوخی بود ************ ********* ********* *** |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 16:48 توسط علی محتشم |
|
|
جمله ها : کوتاه ولی شیرین تو+عشق=زندگی زندگی+تو=ارامش من-تو=دیوونگی عشق+دیوونگی=تو زندگی-تو=مرگ
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
يه پسر و يه دختر با هم آشنا ميشن.عاشق هم ميشن.دختره كور بوده.پسره ميبرش پيش دكتر .دكتر ميگه:واسش يه چشم پيدا كن تا خوبش كنم.وقته عمل ميرسه دختره خوب ميشه ميبينه پسره كوره.ميگه:تو كوري من نميخوامت.پسره ميره و ميگه مواظب چشام باش .
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو
ميشه مثل يه قطره اشك بعضي هارو از چشمات بندازي!!! ولي هيچوقت نميتوني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضي ها از چشات جاري ميشه
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي
بياييد گاهي سكوت كنيم شايد خدا حرفي براي گفتن داشته باشد
ميدوني بدترين معلم كيه؟ زندگي چون اول امتحان ميگيره بعد درس ميده
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود .
اگر منو تو دو برگ بوديم... در آ غوشت گيرم
------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----
جمله ها : از کجا شروع کنم ؟ از کجا شروع کنم ؟ ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----
شعر : نغمه ها
------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----
شعر : آتش پنهان گرمی آتش خورشید فسرد ------------ --------- --------- --------- --------- --------- ----
جمله ها : شباهنگ باور نداشتم که گل آرزوی من
------------ --------- |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 23:38 توسط علی محتشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی |
|
RSS
|