![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود. |
|
WHO IS A REAL FRIEND يه دوست واقعي کيـــــــــــــــه يه دوست معمولي وقتي مي آد خونت مث مهمون رفتار ميکنه يه دوست واقعي در يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه ============ ========= ========= ========= ========= ========= ========= ========= == يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه...... ============ ========= ========= ========= يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه .... يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره.
يه دوست معمولي يه شيشه نوشيدني واسه مهمونيت مي آره. يه دوست واقعي زودتر ميآد تا تو آشپزي بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه .....
يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني .. يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟ ============ ========= ========= ========= ========= ========= ========= ========= ====== يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلاتتو حل کنه. ============ ========= ========= ========= ========= ========= ========= ========= ========
يه دوست معمولي وقتي بينتون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعوا هم زنگ ميزنه. يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره... يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني.... ============ ========= ========= ========= ========= ========= ========= ========= =========
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 13:31 توسط علی محتشم |
|
|
به لبهایم مزن قفل خموشی
که در دل قصه ای ناگفته دارم
زپایم بازکن بند گران را
کزین سودا دلی آشفته دارم
بیا ای مرد ای موجود خودخواه بیا بگشای درهای قفس را اگر عمری به زندانم کشیدی رها کن دیگرم این یک نفس را
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 22:6 توسط علی محتشم |
|
|
اي خدا عشق از سرم کم کن که رسوا مي شوم
در ميان هم رفيقان خوار و تنها مي شوم يا لباس عاشقي را از تنم بيرون نما يا که من خاکستر کوي زليخا مي شوم مي کشم دست از مسلماني مسيحا مي شوم آخر از عشق تو من ساکن کليسا مي شوم آنقدر در کشتي عشقت نشينم همچو نوح يا به عشقت مي رسم، يا غرق دريا مي شوم
به نام حضرت دوست
از اتش پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من سوزناکتر است از گل پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من زیباتر است از شمع پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من عاشق تر است از خودش پرسیدم عشق چیست؟ گفت نگاهی بیش نیست
عشق فقط یک کلمس روی لبهای همس اما عشق من و تو یه حکایت دیگس
ستاره کوچولو داشت از اون بالا پایین و نگاه میکرد یه دفعه بغض کرد و با خودش گفت: یعنی ادم من کیه؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 21:39 توسط علی محتشم |
|
|
زمزمه کن ترانه شبهای بی ستاره رو به آسمون امید بده یه خورشید دوباره رو شکستن قلب منو هر کی تونست تجربه کرد اما نمی تونه کسی بگیره از دلم تو رو ای که تمام زندگیم با اسم تو شروع میشه یه روز نیاد به من بگی، که دیگه از پیشم برو ستاره شبهای من، نوبت از تو خوندنه بیا که قلب من فقط به خاطر تو می زنه تجربه کن یه شب از اون شبهای بی قراریمو شاید که باورت بشه درد و دل فراریمو روزهای تنهایی من مثل زمستون می مونه اخه نبودی ببینی روزای بی بهاریمو ای که حضورت می تونه بسوزونه تو دل من روزهای بی بهاریو شبهای بی قراریمو ستاره شبهای من نوبت از تو خوندنه بیا که قلب من فقط به خاطر تو می زنه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 21:27 توسط علی محتشم |
|
|
یک روز بارانی
تکه ابری انجاست سیاه سیاه سیاه دل بی قرار ارزوهاست ارزوها اما دورند انگار گاه حتی برای دیدن انها ناز ابرها را باید کشید ای ابرها من اشنایم اشنای دیرین،چشم انتظار سالها کاش می شد باران می بارید تند تند ابرها را می شست ارزوها را می شد دید من به شوق دیدار ارزوهایم همیشه چشم به سوی اسمان دوخته ام ایا بارانی خواهد بارید
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند ت و هم بگذر از این تنها.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 21:14 توسط علی محتشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی |
|
RSS
|