تبليغاتX
width=
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
****
************** *** ********** @@@
@@@@ @@@

@@@ شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود.
Floral Strapped Full Length Satin Formal DressPaisley Print Formal DressDotted Beadwork Two-Piece Dress
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:49  توسط علی محتشم | 
Short Asymmetric Beaded DressBlack and White See-Thru Flower
 Dress

Glittered Bottom Long Fornal Dress

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:12  توسط علی محتشم | 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 0:6  توسط علی محتشم | 
قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه


شباهت هویج با دامن کوتاه چیه ؟ جواب :هویج چشمه خانم ها را قوی می کنه ، ولی دامن کوتاه چشمه آقایون رو ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 23:48  توسط علی محتشم | 

جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد می زنه

زیر دیوار بلندی یک نفر جون میکنه

کی می دونه تو دل تاریکه شب چی می گذره

پای برده های شب حصیر زنجیره غمه

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

من اسیرسایه های شب شدم

شب اسیر تور سرده اسمون

پا به پای سایه ها باید برم

همه شب به شهرجنون

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

چراغ ستاره ی من رو به خاموشی می ره

بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره

تاریکی باپنجه های سدش از راه می رسه

توی خاک سرده قلبم بذر کینه می کاره

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

مرغ شومی پشت دیوار دلم

خودش واین ورو اون ور می زنه

تورگهای خسته ی سرده تنم

ترس مردن داره پر پر می زنه

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه ی در ها به روم بسته شده


 

 از امشب 

 خواب هايم براي تو 

 از اين پس

با چشمهاي باز مي خوابم 

 از اينجا به بعد

 چشمهايم از تا غروب نگاه هاي آشنا مي آيد 

 و مي رود كه بيايد از طلوع چشمهايي كه نديدم 

 از اينجا به بعد

كه تو چترت را نو مي كني ،

من از راههاي پر از چتر رفته بر مي گردم

ولي تو آمدنم را خواب نخواهي ديد 

 از اينجا به هر كجا

من بدون ساعت راه مي روم بدون هر روز كه صبح را 

 از پنجره به عصر مي برد

و پاي سكوت ماه به خاطره خيره مي شود . 

 از اينجا به بعد

 دنيا زير قدم هايم تمام مي شود 

 و تو از دو چشم باز

كه رو به آخر دنيا مي خوابد

رو به چترهاي رفته ؛ 

 تمام خوابهايم را خواهي ديد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 22:46  توسط علی محتشم | 
 
به هر خاكي
 
رسيدم تكيه كردم
----------------------------------------------
----------------------------------------------
 
به هم
 
ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و
 
لوازم آرايش
 
حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف
 
ميکنن! 5.
 
همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5. از 8 تا 20 سالگي
 
شونصدتا دوست
 
پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 23:11  توسط علی محتشم | 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 14:40  توسط علی محتشم | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 20:36  توسط علی محتشم | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 20:22  توسط علی محتشم | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 20:11  توسط علی محتشم | 
 

 

قصه ي آن دختر را مي داني ؟

که از خودش تنفر داشت

که از تمام دنيا تنفر داشت

و فقط يکنفر را دوست داشت

دلداده اش را

و با او چنين گفته بود

« اگر روزي قادر به ديدن باشم

حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم

عروس حجله گاه تو خواهم شد »

 

***

و چنين شد که آمد آن روزي که يک نفر پيدا شد

که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد

و دختر آسمان را ديد و زمين را

رودخانه ها و درختها را

آدميان و پرنده ها را

و نفرت از روانش رخت بر بست

 

***

دلداده به ديدنش آمد

و ياد آورد وعده ديرينش شد :

« بيا و با من عروسي کن

ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

 

***

دختر برخود بلرزيد

و به زمزمه با خود گفت :

« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »

دلداده اش هم نا بينا بود

و دختر قاطعانه جواب داد:

قادر به همسري با او نيست

 

***

دلداده رو به ديگر سو کرد

که دختر اشکهايش را نبيند

و در حالي که از او دور مي شد

هق هق کنان گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

 

 

 

 

 

بارِ اولي كه خنديدم : به تو خنديدم كه فكر مي كردي


محبت كردن آسان است


فكر مي كردي : عشق ورزيدن راحت است


حق داشتي . مسافر بودي و نمي دانستي در اين شهر


محبت معنا ندارد وعشق ، چيزي نيست جز سنگدلي


و زمانيكه خواستم برايت حرف بزنم

چيزي جز يك تكه سنگ پيدا نكردم


كاش بال داشتم . كاش مي توانستم دور شوم

كاش بالهايم را مي ديدي و كاش آنها را نمي شكستي


ولي تو هرگز نديدي كه: من ، بدونِ بال پرواز كردم

 

 

ديگه يه گوله آتيشم

مضحکه دوستم نداري . دلم ميخواد بياي پيشم

عجيبه وقتي نمي خواي . من يکي ديوونه ترم

منتظرم ناز کني و فقط بشينم بخرم

باز مثل قبليا شد . باز که مي ذاريم منو کنار

چشمات چه برقي ميزنه . تو قاب عکست رو ديوار

 

هيچکي از رفتن من غصه نخورد

هيچکي با موندن من شاد نشد

وقتي رفتم کسي قلبش نگرفت

بغض هيچ آدمي فرياد نشد

وقتي رفتم کسي گريش نگرفت

اشکشو کسي نريخت پشت سرم

راستي که بي کسي درد بديه

منم انگار هميشه تو سفرم

وقتي رفتم کسي غصش نگرفت

وقتي رفتم کسي بدرقم نکرد

دل من مي خواس تلافي بکنه

پس چش هيچ کسي عاشقم نکرد

وقتي رفتم هيچ کس غصه نخورد

وقتي رفتم هيچ کس غصه نخورد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 15:36  توسط علی محتشم | 

تقديم به همه كساني كه به عشق خود

 

نرسيده اند))))

 


نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.

 

 بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه.

 

گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.

گفت: نه خودم جمع مي كنم.

گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟

 

نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه

 

هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم

 

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين

 

دوره زمونه دل داري بلد نيستن.

 

 وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به

 

دستشونبسپري هنوز تو دستشون نگرفته

 

ميندازنش زمين و مي شكوننش......

 

ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب

 

اصليش اون دل داري خوب بلده

 

داره آخه مي دوني اون خودش گفته كه

 

قلبهاي شكسته رو خيلي دوست

ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.

تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد.

 

و من توي اين

 

 فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم

دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟

انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به

 

دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي

 

نبود.

 

 گفت و اين بار رفت سمت

 

دريا...................

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 14:7  توسط علی محتشم | 
منم از خدا خواستم
درست شبیه همون چیزی که تو از خدا خواسته بودی
خدا به منم ندادش
اما نه به خاطر اینکه به صلاحم نبود
واسه اینکه لیاقتش رو نداشتم
لیاقت داشتن اون چیز بزرگ رو نداشتم
بعد از اون چیزای دیگه ای هم ازش خواستم
اما اون بازم بهم نداد
ولی من بازم در خونش رو زدم
نشستم زار زار گریه کردم
گفتم باشه
نده
اما ازم رو بر نگردون
اگه از خونت بیرونم کنی من می میرم
اون بیرون هوا سرده
اون بیرون پر از گرگه
اون بیرون منو می کشن
خدایا بذار اینجا بمونم
قول می دم دیگه هیچی ازت نخوام
فقط بیرونم نکن
فقط روت رو ازم بر نگردون
نگاهم کرد
لبخندی زدو گفت
مگه نشنیدی خدا ارحم الراحمین
مگه اعتقاد نداری که اگه بنده ای در خونمو بزن من تنهاش نمی ذارم
مگه نشنیدی خدا از همه بیشتر واسه بنده هاش دل می سوزونه
گفتم شنیدم
گفت مگه نشنیدی خدا از بنده های که کم بخوان خوشش نمی یاد
گفتم چرا اما آخه خدا جون تو که کما رو هم نمی دی
لبخندی به روم زد و گفت
می دم
هر چی که بخوای می دم
فقط شاید مدلش با اونی که تو ذهن توئه فرق کنه
فقط شاید زمانش طولانی تر شه
ولی مطمئن باش بهت میدمش
یا اونی که خواستی رو یا بهترش رو............................
 
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 0:4  توسط علی محتشم | 
 
1_يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
 
2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

 3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر
 
نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم
4_ سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه
 
برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.
 5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر،
 
نموندن دورشون رو درز بكشيد.
 6
_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت
 
 
كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه
 
7
_ پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا
 
بقاپيدشون.
 8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد،
 
 
پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!!نیما خانم خوشگله گی
 
سویکیشون...لول
 
9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي
 
 
عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن
 
واستون.
 
10
_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و
 
ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط
 
لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
 11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس
 
رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ
 
معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
 
12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
 
13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه
 
جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه
 
و اونجوريه...
 
14_تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل
 
لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر
 
رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15_ بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت
 
صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت
 
دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و
 
جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
 
 
16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد
 
محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد
 
لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار
 
ندارم)منضورم رو تخت خواب نيستا)
 
17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار
 
ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فاميلاتون
 
رديفه)
 
18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده
 
بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين
19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين  
 
20_ اگه از همه كس قطع اميد كردين يه سر بياين مارشال مدرن اين
 
نريمان رو ميديم بهتون
 
_...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي
 
خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه
 
خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست
 
نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 23:58  توسط علی محتشم | 
بحران 'شوهر' در ايران

جمعيت دختران ايران در برخی گروه های سنی، از جمعيت پسران جوان افزون تر شده است
جمعيت دختران ايران در برخی گروه های سنی، از جمعيت پسران جوان افزون تر شده است
سازمان ملی جوانان ايران، که يک سازمان وابسته به نهاد رياست جمهوری است، روز جمعه پانزدهم اوت اعلام کرد که طبق تازه ترين پژوهش های آماری، يك ميليون و 250 هزار دختر 20 تا 29 ساله ايرانی بدون همسر باقی می مانند.


حتی در صورت ازدواج همه پسران با همه دختران باز هم يک ميليون و ۷۰۰ هزار دختر بی‌‏شوهر می مانند
زهرا شجاعی مشاور رئيس جمهور
ايلنا، خبرگزاری کار ايران، گزارش داده است که بر اساس تحقيقی که به وسيله سازمان ملی جوانان انجام شده، تعداد دختران ۲۰ تا ۲۹ ساله حدود ۶ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر و تعداد پسران ۲۵ تا ۳۴ ساله حدود ۴ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر هستند و همين اختلاف آماری است که نگرانی هايی در مورد بدون همسر ماندن دختران جوان ايجاد کرده است.

در اين تحقيق تعداد دختران در دو گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ و ۲۵ تا ۲۹ سال و تعداد پسران در دوگروه سنی ۲۵ تا ۲۹ و ۳۰ تا ۳۴ ساله منظور شده است و با در نظر گرفتن اين واقعيت که پسران به ازدواج با دختران در گروه سنی پايين تر تمايل بيشتری نشان می‌‏دهند، نتيجه گرفته شده که يک ميليون و ۲۵۰ هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت.

اما از قرار معلوم، احتمال بدون همسر ماندن يک ميليون و 250 هزار دختر جوان تنها نگرانی مسئولان ايرانی نيست زيرا در ادامه اين گزارش آمده است که "اگر به ارقام اين تحقيق، تعداد دختران بالای ۲۹ سال را که هنوز ازدواج نکرده اند نيز اضافه کنيم شايد به رقمی بالغ بر ۷ ميليون نفر دست بيابيم."

چندی پيش‌ ‏نيز زهرا شجاعی مشاور رئيس جمهور و رئيس مرکز امور مشارکت زنان با اعلام اينکه حتی در صورت ازدواج همه پسران با همه دختران باز هم يک ميليون و ۷۰۰ هزار دختر بی‌‏شوهر می مانند، درخصوص بحران دختران ازدواج نکرده هشدار داده بود.

کارشناسان بروز اين پديده را با جنگ هشت ساله ايران و عراق که حدود يک ميليون جوان در آن کشته شدند مرتبط می دانند.


افزايش سن ازدواج جوانان از ديگر مشکلات ايران بر شمرده می شود
خبرگزاری کار ايران به نقل از دکتر علی اصغر دادخواه، روانشناس و استاد دانشگاه نوشته که بروز چنين پديده ای پس از هر جنگی طبيعی است.

جنگ ايران و عراق علاوه بر تعداد کثير کشته شدگان، موجی از مهاجرت جوانان، به ويژه پسران جوان را نيز به همراه داشت که به تغيير وضعيت جمعيتی پسران کمک کرد.

موج مهاجرت ها که پيش از بروز جنگ (به خاطر وقوع انقلاب اسلامی و مهاجرت کسانی که مايل به زندگی در شرايط پس از انقلاب نبودند) آغاز شده بود، با پايان جنگ نيز خاتمه نيافت و طبق آمارها همواره روبه افزايش بوده است.

کارشناسان می گويند جوانانی که در رده سنی 20 تا زير 40 سال و مجرد هستند بيشترين تعداد مهاجران را تشکيل می دهند و پسران بيش از دختران به اميد يافتن عرصه هايی تازه برای کار و زندگی راهی خارج می شوند.

آمار ديگری که اخيرا منتشر شد، نشان می دهد از ميزان استحکام ازداواج ها نيز تا حد زيادی کاسته شده است.

هفته قبل سازمان بهزيستی ايران اعلام کرد ميزان طلاق در ميان خانواده ها در سال 1381 نسبت به سال 1380 معادل 13.73 درصد افزايش يافت که بالاترين نرخ طلاق در سال های اخير بوده است.

اين نرخ در شهرهای بزرگ مثل تهران بسيار بالاتر از اين است.

از زمان شکل گيری جمهوری اسلامی تاکنون برقراری روابط بين پسران و دختران خارج از چهارچوب ازدواج غير قانونی محسوب شده و ماموران انتظامی، بسيجی، سپاهی و غيره در صورت مشاهده دختران و پسران با يکديگر آنها را به عنوان مجرم بازداشت می کنند
کارشناسان عمده ترين دلايل رشد آمار طلاق را مسايل اقتصادی و فرهنگی معرفی کرده و نا آشنايی جوانان با يکديگر پيش از ازدواج را نيز از جمله عوامل تشديد اين بحران می خوانند.

از زمان شکل گيری جمهوری اسلامی تا کنون برقراری روابط بين پسران و دختران خارج از چهارچوب ازدواج غير قانونی محسوب شده و ماموران انتظامی، بسيجی، سپاهی و غيره در صورت مشاهده دختران و پسران با يکديگر آنها را به عنوان مجرم بازداشت می کنند.

ناظران می گويند اين مسايل باعث شده تا تشکيل زندگی مشترک در ايران رفته رفته به بحرانی بزرگ نه فقط برای جوانان، بلکه برای خانواده های آنها تبديل شود.

اين بحران در کنار مشکلات اقتصادی باعث شده تا سن ازدواج نيز در ايران افزايش يابد به طوری که متوسط سن ازدواج دختران هم اکنون 25 سال و پسران 30 سال است.

____________________________________
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 23:49  توسط علی محتشم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

پیوندهای روزانه




فیلتر





آرشیو پیوندهای روزانه
مطالب قبلی
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
آرشیو موضوعی
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود
ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی
پیوندها
شركت مخابرات استان خوزستان
مقالات
البالو
کرک وفیلم ونرم افزار
بانک سامان
بلیت هواپیمایی هما
بلیت قطار رجا
ثبت احوال
گلچین سایتها
سایت دانشگاهها
سرچ مطلب بانک اطلاعات تلویزیون
گلچین سایت
موسیقی وعکس عربی
فرستادن فایل با حجم بالا
مقالات واخبار itو computer
فیلتر
فیلتر
شعر
چت فارسی
تلویزیونهای ماهوارهای جهان
انواع سایت نرم افزار موسیقی و.......
كتابخانه ديجيتالي
پلیس+10
فیلتر شکن
شعر
ترفندهای استفاده درست از یاهو مسنجر
وارد شدن به یاهو مسنجر بدون نرم افزار یاهومسنجر
پاک کردن یا حذف ایمیل یا ایدی از یاهو
فیلترشکن
جدیدترین موزیک وفیلترشکن
عکسهای جام جهانی 2006 دخترهای ناز
www.4ir.ir
عکس دخترهای فراری و ایرانی
http://satra.mihanblog.com
عکسهای بالای 18 جام جهانی
http://www.tabrizy.com/f/clip/girl.htm
http://www.iransong.com
http://www.bia2fun.com
http://www.clipha.com
بهنام عباسی
رهگیری موتورسیکلت
مقالات تاریخی
مقالات کامپیوتری
مقالات کامپیوتری
مقالات
اموزش وپرورش خوزستان
اپدیت مک کافی
پتروشیمی
سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح
سازمان بازنشستگی کشوری
سازمان حج و عتبات
شرکت مخابرات و دفاتر پستی
ثبت نام ازدواج
مقالات
مقالات
صندوق ذخیره فرهنگیان
نتایج کانون قلمچی
کارت منزلت بازنشستگی
ثبت احوال اینترنتی
تشکیل الکترونیکی تعاونی
وزارت امور خارجه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
کافی نت نجوم

 
@@

*
*
*
*
*
*
*
@@
set as your home page