![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود. |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 18:23 توسط علی محتشم |
|
|
باتو زندگي شده باورم چه شكسته ام بي تو خسته ام دل پر اميد به تو بسته ام كوه نور من همه شور من
اگه جاي تو به اين دل همه دنيا رو ببخشم
كوه نور من همه شور من
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
وقتی که ترکم کردی از خود بی تاب شدم
اشک شدم در پشت برکه غصه ها پنهون شدم درد من بودی وهمدرد نبودی ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند
چه بی رنگه شب من بد آهنگه شب من نگاهی آشنا نیست چه دلتنگه شب من
****************************************************************** عـشـق مـن جـز غم دلواپسي نـيسـت آخه قلـبـم مثل قـلـب کـســي نـيسـت تو به تصويري چه کودکانـه دل باختـه اي منو اونجوري که در بـاور خـود ساخته اي تو به نقشي که چه دوره از من عکـس ماهـه تـوي آب روشــن تـوي رويــايـي مـثـل بــيــداري تو مي خواي که ماهو از برکه بياي برداري من نه عمري پشت شيشه چون عروسک بودم من اگـر سـردار عـشــقـم يا کـه پـاک باخـتـه ام
شب خود به یاد عشقت به قتل خود نشسته
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:46 توسط علی محتشم |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 14:58 توسط علی محتشم |
|
|
1- روابط دانشجو با استاد -2 روابط دانشجو با دانشجو -3 روابط استاد با دانشجو -4 روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
-1 دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
-2 دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.و.... معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.
ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
-1دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
-2دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد..(دانشگاه قزوين)
-3نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند. معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند
________________________________________
روابط دانشجو با دانشجو
الف: پسر با پسر: استغفرالاه!
ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره !
ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب :
-1 روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري(دختره دل تو دلش نيس)
-2 روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي
-3 روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها(دختره:بابا شمارتو بده جزوه سيخي چند)
-4 روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريح!
-5 روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم
-6 روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!
-7 روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...چي بگم والا
________________________________________
روابط استاد با دانشجو
الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
-1 استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.
-2 استاد هم مجرد است هم شکارچي!(يه چي تو مايه هايه امير حجواني)
-3 استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.
ب: استاد مرد است و دانشجو پسر: اتفاقات تکراري است.
ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر: استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند
________________________________________
روابط کارمندان با دانشجو و بالعكس معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. (دخترا با وعده وعيد كارا رو درست ميكنه)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 14:33 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 16:9 توسط علی محتشم |
|
|
روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها!
دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند
خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه
كلاس سنتور , نقاشي , و.... با دوست پسر عزيزش برن
عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم
وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب
بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا
بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب
جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي
ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي
هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه
دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و
اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي
بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست
پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن
مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه
دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه
همين دختراس(البته از نوع سيريشش)
و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه
درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به
يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند
ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره
ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را
ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره
مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان
اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند .
حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي
چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه
فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي
فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم
ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند
خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند
يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را
ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش
ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب
را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي
گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه
اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:11 توسط علی محتشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی |
|
RSS
|