![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهي ست که سروده نمي شود. |
|
تفاوت پسرها ودخترهاي ايروني : 1) پسرها خيلي دوست دارن بجاي دي جي علي گيتورباشند ولي دخترها دوست دارن يك پزشك باشند يا يك دانشمند شايد بهتر بداني كه يك دختر شيرازي معماي انيشتن را حل كرد واورا انيشتن دوم لقب دادند 2) اگه يه پسر يك مشكل غير قابل حل داشته باشه كارتون خواب ميشه اما اگه يه دختر يك مشكل داشته باشه با خانواده اش درميان ميگذاره 3) اگه يه پسر دوتا مشكل غير قابل حل داشته باشه دزد ميشه قاچاق ميكنه قتل ميكنه اما اگه يه دختر دوتا مشكل داشته باشه مشاوره ميره ومشكلاتش حل ميكنه 4) اگه يه پسر مشكل دوميش شد سومي ميره تزريقي ميشه اما يه دختر از صفر شروع ميكنه وبه خودش اميد ميده وميگه هميني كه هست بايد از نو بسازم 5) پسرها از پسربودن خيري نديدن براي همين ميخوان خانم باشن وموهاشون بلند ميكنن 6) پسرها در ظاهر كلاه دارن اما وقتي دخترها تيغشون ميزنن بدجوري سرشون كلاه ميره 7) به پسرها تا بگي دوست دارم قلبشون ازجاكنده ميشه چون عقده شنيدن اين جمله رو سالها به دوش كشيده اما وقتي به دخترها ميگي دوست دارم اين جمله براشون اينقدر تكراري هست كه مثل سحرناز ميگن عاع 8) نقطه قوت پسرها شكمشون اما دخترها عقلشون 9) پسرها درآئين نامه 5 بارامتحان ميدن اما بدليل كودن بودنشان بازهم رد ميشن چه حالي ميده جالب اينجاست همشون عشق پيكان دارن و عشق گاز دادن اما نيم كللاج 50 سال ديگه هم ياد نميگيرن وقتي هم پارك ميكنن يا ميرن توجوب يا ميزنن به ماشين عقبي اما دخترها بار اول آئين نامه رو قبول ميشن وعشق پژو دارن درضمن سعي ميكنن نيم كلاج باحال داشته باشند تا درسربالائي با يه نيش گاز بدون اينكه برن عقب تعادل ماشين حفظ كنند 10) پسرها فكر ميكنن بهترين راه بلف زدن وبقول خودتون دروغ گفتن وازخودشون تعريف كردن هست اما دخترها عاقل هستن و بهترين راه بقول خودتون همان راستي ميدانن ومطالبي را كه برايتان نوشتم سرشار ازهمه اين راستيهاست 11) پسرها اصلا ازخودشون هم فراري هستند چه برسه درس ومدرسه اما دخترها همانطور كه بيشترين تعداد دانشجويان وشاغلين را دختران ايراني تشكيل داند جاي بحث نيست بهتره كمي مطالعه كنيد 12) پسرها به هم ديگه نارو ميزنن اما دخترها خنجرو از رو ميبندند بد نيست بدوني حسادت آدم موفق ميكنه چون اسم ديگراون رقابت هست 13)منطق پسرها اگر مول خواهرشون ببينند ميخوان بكشنش چون فكر ميكنن ترتيبشو داده مثال خرما خوردن اگه حرام چي شده كه براي خودشون حلال اما دخترها چون فهميده هستند وقتي دوست دختر برادرشون ميبينن احترام ميگذارند ودوست هم ميشن 14) پسرها زور ميزنن بجاي اينكه حرف زور بزنن امادخترها باكمال آرامش جواب پسرها رو ميدن ميگي نه چرا داري اين مطالب ميخوني پس هههههه 15) پسرها مثل حيوانات عمل ميكنند وزندگي را در شكم وزير شكم ميبينند دريغ از ذره اي فهم وشعور اما دخترها زندگي را به تمام مواردي كه خودتان ذكر كردي ميبينند چون انسان هستند. 16) پسرها ازبس سوتي دادن براي دخترها وهمه عادي شده اما يه دختر وقتي سوتي ميده همه تعجب ميكنن 17)يه پسر اگه تا 24 ساعت بادوست دختر صحبت نكنه اكس ميتركونه فاز صحبت ميگيره ودائم فكش مي جنبه اما يه دختر اگه 24 ساعت با يه پسر صحبت نكنه به كارهاي عقب افتاده خودش ميرسه 18)پسرها ميدونن چون فمنيسم يعني طرفدار زن بودن براي همين حسادت ميكنن ودوستش ندارن اما دخترها چون دوست دارن ازحقوق خودشان دفاع كنند طرفدار فمنيسم هستند 19) يه پسر اگه با دوست دخترش بهم بزنه وحشي ميشه ميره روش اسيد ميپاشه اما يه دختر وقتي با دوست پسرش بهم ميزنه يه خواستگار خوب براش پيدا ميشه ميگي نه روزنامه ها رو بخوني بد نيست بخصوص فليم هائي رو كه اخيرا نشان ميدن 20) ازيه پسر وقتي توخيابون بپرسي ساعت چنده اول تعجب ميكنه نديدبديد بعد كمي فكر ميكنه ميگه جان ساع ع ع ع ت 7ووووبراي اينكه بيشتر با دختر صحبت كنه 35 دقيقه ووو3 ثانيه اما يه دختر كم محلي ميكنه جوابش اصلا نميده 0 21) اگه به يه پسر نگاه كني شك ميكنه ميگه لابد اين هم ميدونه كه من بچگي 000 اما يه دختر وقتي پسر بهش نگاه ميكنه ميگه اسكل دهاتي نديد بديد 0 22) پسرا ميگن منو به غلامي خودتون قبول كنيد اما يه دختر براي خودش ارزش قائل ميشه حتي اگه سنش هم بالا بره باز براي خودش ارزش قائل هست 0 23) پسرها بعد از خوندن اين مطلب اول كمي فكر ميكنن وبعد ميخوان انتقام بگيرن وبا حرفهاي ركيك خودشون مطرح ميكنند اما دخترها خيلي منطقي جوابتون ميدن ميگي نه چرا تا آخر اين مطالب خوندي ودرفكر فرو رفتي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 23:3 توسط علی محتشم |
|
|
این هم دوبيتي هاي برره اي!
زعشقولي منـــو ويلون وَکردي! ز غم عيـــــن ني قليون وَکردي!
همه وزن دوبيتي هامو، چُلمنگ!
"مفا ليلـون مفا ليلـون" وَکردي(!)
***
زنخدون تــو چال اسکندرون بيد!
دل مو کلّـه پا گشته در اونبيد!
دو من گرد نخـودمصرف وَِکردم فراق شون پتت نئشه پرون بيد!
کیانوش! از قضاي روزگار بد نهاد
يك نشيمن گز به پشتم بوسه داد تا گشودم چشم ديدم يك سره
در دهي هستم به نام برره
مركز خنگان بي فكر و شعور
همچو سردار و سحر ناز و بَگور
چون كه من چومپت بُدم همچون بَگَور
زورچپون كردند سحرناز شرور
گرچه من شوهر بُدم از بهر او
ميكنم امرش اطاعت مو به مو
درحقيقت من زنم او شوهراست
اوكه بر دستش هميشه خنجر است
من كيانوشم كه باشم زن ذليل
گوييا خورده به مغزم دسته بيل
شب كه مي آيم كنار بسترم
تا بخوابم لحظه اي خيرِ سَرم قلچماقي خِنگ مي خوابد بَرَم
آخ كه منهم واقعاً خيلي خَرَم
موش فرهادي كه مي خوابد به بَر اوبرادر باشد از بهر سحر
آدمي چورمنگ تر از من بُوَد
صدبرابر خنگ تر از من بُوَد
چونكه خوب مانده است اين مادر زنم
دائماً اين را تو چشمش مي زنم
او زن خنگي است همچون شوهرش
اوبُوَد بي كلّه ترازدخترش
بر بگوري گفته ام شعري قشنگ دركند از حال سالارمشنگ
بسكه خوردم من نخودهاي درشت
مي زنم شيپور از سوراخ پشت
بادكرده اشكمم چون مشك آب
حال و روزم را بكرده او خراب
من چرادرهمچو جايي مانده ام؟
در چنين ماتم سرايي مانده ام؟
بسكه بودند ابلهانمدر كنار
هي نچفسكوخوردمي جاي ناهار
خود شدم ابله تر از اين قوم دون
اي خدا من را بكن زينجا برون
آنقدر دركردم از خود حرف مفت
تا كه« جاويد» ازبرايم شعر گفت
آن هم آن شعری نه مانند بگور
که ندارد قافیه یا وزن و شور |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 19:16 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:54 توسط علی محتشم |
|
لحظات مرگ من
دوست دارم در یک شب سرد زمستانی مرگ سراغم آید ای کسانی که مسوول دفن من هستید پارچه سیاهی بر روی تابوتم بیندازید که همه بدانند زندگی من پر از سیاهی و تباهی بوده است دستهایم را از تابوت بیرون آورید که همه بدانند دست خالی از دنیا رفته ام چشمانم را باز بگذارید تا عشق من بداند که چشم انتظار از دنیا رفته ام و در آخر تکه یخی به شکل چشم در آورید و بر روی قبرم بگذارید تا با طلوع اولین اشعه خورشید به جای آن کسی که دوستش داشتم گریه کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:40 توسط علی محتشم |
|
|
نگاهت آسمانم بود و گم شد
نگاهت آسمانم بود و گم شد دو چشمانت سایبانم بود و گم شد به زیر آسمان در سایه تو جهان در دیدگانم بود و گم شد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:35 توسط علی محتشم |
|
|
تقدیم به همه عزیزان
لحظه ها می گذرند. ان قدر چشم براهم که هنوز. با صدای وزش باد سخن ميگويم . ومدام شکوه ها را به تن تيره شبهای سکوت. من فراموش شده . در بدر فاصله ها. عابر جاده تنهايی خود. سمت پرواز به تنديس تو .آيينه و نور.. دست خالی مرا هم به دو دستت بسپار. ببرم خانه رويايی دور. يا که برگرد بيا.تا که انديشه ماندن باقی ست. ترسم از روز سياهی ست بيايی و چه سود.. رفته باشم و بدانی که چه دير آمده ای..........
اگر عاشقی گوش کن
عاشقی؟ پس گوش کن.این رو بدون که یه عاشق هیچ موقه آبرو نداره بدون عاشق به امید عشقش زندس...بدون یه عاشق.عاشق کشی بلد نیس بدون یه عاشق هرگز دروغ نمیگه.مخصوصا به عشقش. اگه عشقت رو دوست داری هرگز بهش قول نده..خجالت و غرور رو بزار
کنار. اگه دوسش داری بهش بگو به ساده ترین شکل ممکن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:34 توسط علی محتشم |
|
|
تقدیم به همه دوستانم
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن....مثل تنها مردن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:32 توسط علی محتشم |
|
|
مرگ امواج
از دريا پرسيدم كه اين امواج ديوانه تواز كرانه ها چه مي خواهند؟ چرا پريشان و در به در كرانه ها را از همه جا بي خبر مي رانند؟ دريا در مقابل سوالم گريست وامواج همگي به گريه افتادند !آن وقت دريا رو به من كرد و گفت مرگ عشق تنها براي انسان نيست امراج هم مثل انسانها ميميرند و اين امواج زنده هستند كه امواج مرده را شيون كنان به گورستان به ساحل مي سپارند زندگي چيست؟ گل زردي است بنام؟......عشق آينه شكسته اي هست بنام؟........دل مرواريد غلطانيست بنام؟.......اشك خطر نامعلوميست بنام؟....سرنوشت فرياد انسان است بنام؟.....سكوت اما در ميان اين زيباترين كلمه؟...... عشق زشت ترين كلمه؟....بي وفايي پاك ترين كلمه؟.................اشك بي همتاترين كلمه؟............تنهايي بي معناترين كلمه؟.......جدايي جذاب ترين كلمه؟....آشنايي وشگفت ترين كلمه؟ .... نام زيباي يار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:32 توسط علی محتشم |
|
|
فکر تو را چرا کنم؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:22 توسط علی محتشم |
|
|
... آنها دو نفر هستند و یکی اصرار دارد که پیاده شود
در تاریکی شب بی مهتاب ، اطراف حتی سیاه تر از جاده ای است که ماشین دارد به سرعت آن
. را میبلعد
آنکه اصرار بر ادامه سفر دارد، دلیل کافی ندارد که دیگری را به رفتن تا رسیدن به مقصد
.ترغیب کند
و آنکه می خواهد پیاده شود، این طور استدلال می کند که وقتی فرق بین جاده و مقصد چندان
... مشخص نباشد، ادامه سفر خیلی هم عاقلانه نیست
...یکی پیاده می شود و دیگری به تنهایی راه را ادامه می دهد
. و حالا همانطور که از هم دورتر می شوند، فرق جاده و مقصد را بهتر می فهمند
... هم آنکه مانده است و هم آنکه می رود
![]() Salam: Emrooz Baratoon Album Jadid Shahab Tiam Ro Be Sorat Kamel Baraye Download Gozashtam Ke Download Konid.>>><<< ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 23:1 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 22:41 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم دی 1384ساعت 22:45 توسط علی محتشم |
|
|
تفاوت های دختر ها و پسر های ایرونی
1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!
3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه 4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!
5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6-دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن
7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جوات هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه!
8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.
10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!
11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!
12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.
13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.
14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
15-دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب(نکته:منظور از تخت خواب عملیات قبل از خواب می باشد=عملیات فتح المبین به قول آقای مصطفی تیفوسی)
16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!
17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.
18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!
19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!
20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!
21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!
22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!!
23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باهال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم دی 1384ساعت 22:45 توسط علی محتشم |
|
|
مي داني... مي داني... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 14:52 توسط علی محتشم |
|
هیچ حـرف دگـری نیست که مـن با تو بزنم تـو نـمـی فـهـمـی انـدوه مـرا چه بـگـو یـم کـه تـو ای رفـتـه ز دست شدم از مستی چشمانت مست!!! شــده ام سـنــگ پــرسـت مرگ بر انکس که دلش را به دل سنگ تو بست.!.!.!
اي گل تازه كه بويي ز وفا نيست تو را خبر از سرزنش خار جفا نيست تو را ما اسير غم و اصلا غـم ما نيست تـو را با اسير غم خود رحم چرا نيست تو را جان من سنگدلي دل به تو دادن غلط است رفتن اولاست زكوي تو ستادن غلط است ديگري جز تو مرا اين هـمه آزار نكـرد آنچه كردي تو به من هيچ ستمكارنكرد نكن اين نوع كه آزرده شوم از خوبت دسـت بـر دل نـهـم وپا شكنـم از كويـت پند من بشنوومكن قصددل آزرده خويش ورنه بسيارپشيمان شوي ازكرده خويش
وقتی که رفتم تازه تو می فهمی عاشقی چیه می شناسی عشق را بعد من می فهمی عاشقت کیه عاقبت از غصه ی تو نقش تو قصه ها می شم می رم و پیدام نمی شه تنها مثل خدا می شم وقتی که من عاشق شدم با همه ی بود و نبود تو خواب و تو بیداری ها نقش دو تا چشم تو بود من همه جا کنار تو سایه به سایه کوه به کوه آینه ای که دم به دم با تو نشسته روبرو تو جونمی تو عشقمی قشنگترین بهونه ای برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی نبودی از تنم جدا که پاره ی تنم شدی پرنده ی قشنگ من اگه بیای بهار می یاد برای این شکسته دل تو سینه باز قرار می یاد ستاره ها پایین می یان دوباره باز سحر می شه از آسمون و از زمین به من می گن که یار می یاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:58 توسط علی محتشم |
|
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:51 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 22:47 توسط علی محتشم |
|
|
بـرخي اوقات افراد گوناگون به دلايل عجيب و غريبي ازدواج
ميكنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد بخصوصي در سر دارند. آيا شما تحت فشار هسـتـيـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنيد؟ آيا در اين مرحله از رابطه تان بايد ازدواج كنيد؟ بهتر است كه خوتان را ارزان نفروشيد. به اين دلايل بد براي ازدواج نگاهي بياندازيد: 1- ازدواج كردن فقط براي پول
فــرض ميكنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نيست كه با فردي كه كاملا بي پول اسـت و هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تامين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كرد. مـگر آن كـه حـاضـر باشيد 18 ساعت از روز را با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـامين كنيد. اما ازدواج كردن با فردي تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريبا همواره اشتباه ميباشد. 2- ازدواج اجباري
50 سـال پـيـش شـمـا چـاره اي جـز ازدواج در ايـن شـرايط نـداشـتـيد ( با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد و منجر به بارداري شما گرديده) اما امروزه خير. مگر آنكه حـقــيقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشيد و حاظر باشيد تا 40 سال با وي زير يك سقف زندگي كنيد. تحت فشار تصميمي نگيريد كه يك عمر پشيماني و اندوه برايتان به بار بياورد. اگــر مردد و دو دل مي بـاشيد صبر كنيد تا كودك بدنيا بيايد سپس يك تصميم عاقلانه و هوشيارانه اتخاذ كنيد. 3- ازدواچ به خاطر ترك و فرار از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. و تعجبي ندارد كه بسياري از افراد اين راه گريز را انتخاب ميكـنـند. اما معمولا اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و درون چاه مـي انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر يكي دو سال طولانيتر، كمتر رنج آورتر ميباشد تا آنكه با نخستين پيشنـهاد ازدواجي كه از سوي فردي به شما داده شد ،آن را پذيرفته و تن به ازدواج دهيد زيرا آن وقـت مـمـكـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد. 4- والدين شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعا همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمي بـاشد. سالهاي آينده زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد و يا زن روياهاي شما نباشد. 5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو فرد بـراي مـدتـي بــا يـكـديگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر را مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدليل عـادت مـحـض خـطرناك ميشـود؟ زمــانيكه دو فرد با يكديگر ازدواج كرده اند و يـا از يكديگر طلاق گرفته اند تصميم بگيرند كه شانس خودشان را مجددا امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود. 6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قويترين نيروي محرك براي بسياري از افراد براي ازدواج ميباشد-اما آيا شما حاضريد كه فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست كه زماني كه فرزندان بزرگ ميشوند و از كنار شما مي روند شـما مجددا با آن فرد خواهيد بود. هيچ فردي كامل نيست. امـا حـداقل پـدر و يـا مـادري بـراي فرزندان خود برگزينيد كه بتواند براي آنان يك پدر و يا مادر خوبي بوده و همـچـنـين شـما به وي علاقه داشته و برايش احترام قائل باشيد. درغـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مدنظر قرار دهيد مانند تك سرپرستي و يا كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. 7- با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد ازدواج كنيد
مواردي وجود دارد كه اينگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا اين گـونـه ازدواجها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسي با ازدواج متفاوت مي بـاشد. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاظر است به همسر و يا نامزد خـود خيانت كند و خـود آن شخص نيز ترديد نميكند كه با فرد ديگري رابطه جنسي برقرار كند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحكمي نـخـواهد داشت. زيـرا فـردي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد. 8- براي فرزند خود پدر و يا مادر ميخواهيد
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد كه به شما تبريك ميـگوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـاه داريـد. اين براي فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است كـه يـك نـامـادري و يـا ناپدري بي رحم داشته باشد تا آنكه يك پدر و يا مادر تك اما دلسوز و مهربان. 9- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند. اما شما هنوز مجرد هستيد...امـا مطمئن باشيد كه يكي دوتاي آنها هم اكنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشيد. هنگــامي كه خاله شما در مورد آنكه آيا تصميم به ازدواج داري يا خير از شما سوال مي كند به وي اعتنا نكنيــد. بهتر است تنها باشيد تا آنكه با شخصي ازدواج كنيد كه سبب بـد بـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها بخاطر آنكه متاهل هستيد معيارهاي خود را پايين نياوريد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 22:37 توسط علی محتشم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 22:34 توسط علی محتشم |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 22:30 توسط علی محتشم |
|
|
"نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورد
احساسش با من حرف نميزنه." ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا از آن بـي اطـلاع هستند. مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند. اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟ راز شماره 1 مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند -- واقعا! اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي كنند كه زنها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي نمايند، و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان ميگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيش او تحقير شوند. براي زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسانتر مورد تهديد قرار ميگيرد. اين موضوع بخصوص زمانيـكه يك مرد در رابطه اي نـزديـك و صمـيـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي كند: او مشتاق تصديق و عكس العملهاي مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودي او شده است.بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا بدليل گفتـه هـايش به گونه اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد. داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرفهاي او نشان نخواهد داد.منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليـل آنـچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل "خوب، اشتباه ميكني، من قبول ندارم" يا "از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده"، در برابر عقايد او عكس العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده اند را مخدوش كند.
يـك مرد داراي ايده هاي متفاوت بسياري در موضوعات مختلف زندگيش اسـت -- حتـي در طـول يـك هفـتـه و يـا يـك روز مي تواند بسيار متفاوت عمل نمايد. به او اجـازه دهـيـد جنبه هاي مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانيد از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقيقتا سعي در شناخت هويت و ماهيت او نماييد،وي فورا اين موضوع را حس كرده، احساس راحتي زيادي نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد.
راز شماره 2 شما نيز درون خود را آشكار كنيد بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهاني در صندقچه قلبش مي بــاشد. بسياري از مردان تصور مي كنند " اگر اين مسـائـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد." شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد. هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود ميكند، به آنچه كه ميگويد گوش فرا داده، قدمي به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارائـه دهيـد. بعد از اينكه وي مسئله اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد "خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اينها بودم." يا "من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي كنـم." و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي پسنديد انتخاب كنيد. ( از مسائل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه ميتوانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند.
در حاليكه عملا نشان ميدهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري ميكنيد. بسياري از زنها فقط به اين دليل به داستانهاي شوهرشان گوش مي دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را ميكنند. با ايـن حـال مـهـم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـيست، بلكه زمـان "ايـجاد دوستي و مودت" است. وقتي دو نفر پيمان دوستي مي بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربيات خود پرداخته، و به همين دليل احساس نزديكي و آسودگي مي كنــند. اين جـا شـما در حال ايجاد سازگاري و تفاهم مي باشيـد، احساسي كه هر دوي شما سياره اي يكسان را اشغال نموده و در دنيايي متشابه زندگي مي كند.
اينكه چه تعدادي از مردان احساس تنهايي شديد مينمايند، شگفت انگيز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـميشه سـاكـت بـاشـنـد، ايـن تـصور غلط نيز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات دروني عملي به دور از شان و منزلت مردان بشمار ميرود.عـكس العملهاي مثبت و صادقانه شما بسيار ضروري است. اگر بـه ايـن نـحو رفـتـار نـماييد، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسي وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتي بيشتر و بيشتر از ذهنياتش برايتان خواهد گفت.
راز شماره 3
گذشته را فراموش كنيد آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگويي" داشـتـه ايـد كه به بگو مگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي هاي گذشته،اشتباهاتي كه انجام داده،اذيت و آزارهايي كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنـيـن مـوضوعي تقريبا در هر رابـطـه اي اتــفاق مي افتند اما واقعيت باقي مي مـاند؛ مـردها وقـتـي آمـدنـش را حـس ميكنند، آشفته حال شده و عقب مي نشينند. وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبتهايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي شود. و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده ايد. روابط همگي مانند رقص هستند. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست. در واقـع، بجاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقشهاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند.
بـراي مثـال بـرخـي از زنـها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند. آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه ميــكنند. در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد.
اگر ميخواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شـما حـرف بـزند، اين راه را امتحان كنيد: به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسئوليتي را بعهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايـط با ديدي باز بـنـگريد. به روي تمام مسـائلي كه او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمركـز كـنـيـد. اگـر نــياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه تان عايد شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان هـايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده ايد، و به راه هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده ايد، توجه نماييد.
توانايي بخشش ديگران ممكن است فقط بـسادگي دانستن اين باشد كه آنچه در مورد او يكسال پيش حقيقت داشته ( و نيز در مورد خـود شما ) شايد اكنون حقيقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشيد. يك ارتباط ماندگار و راستين مستلزم داشتن قابليت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته ميباشد
راز شماره 4 شنونده اي استوار و ايمن باشيد آيـا داشتن روابط صادقانه امكان پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد بـراي صـادق بودن تلاش مي كنـنـد. حـقيـقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند. و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي كنند كه زنهـا مي خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور ميكنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد. در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده ميكنند. آنها پاسخهاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي كـنند و در صورتي كه آن پاسخها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهندنمود.سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي كند، متعجب ميگردند. متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مـي پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده، و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه ميدهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه كامل حقيقي محسوب ميگردد. اين باعث مي شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي هاي زندگي همراه او خـواهـد بود.
اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـؤال كنـيد. چه ميزان از حقيقت را ميتوانيد تحمل كنيد؟چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي خواهـيـد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد، و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اينها سؤالاتي بزرگ هستند. شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مـي توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد.
به طرز عجيبي، همه تصور مي كنيم كه تخـيـلات بـاعـث ايـجاد احساسي شگرف در ما ميگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانيم حقايق بيشتري را دريابيم، نيرومندتر رشد خواهيم كـرد. تـوانـايي پـذيرش حقيقت از ديگران همچنان كه متوجه مي شويم امنيت واقعي نه از تصديق ديگران بلكه از صادق بودن با خود نشات ميگيريد، افزايش مي يابد.
راز شماره 5
با خودتان صادق باشيد -- آگاه باشيد اين پرسشي قديمي ولي خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه ميتوانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟بهترين روش كمك بـهر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگـي بـا آنـهـا مـواجـه مـي شويم انـعــكاس بـخشهاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي كنيم كه هركدام بنـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي كنند. به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـنديم. بــراي مثال آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده ايد را پايان ميدهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده ايد پافشاري ميكنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي نـمايـيـد، طبـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بد رفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد.
آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده اي دارد. اگر مي خواهيد فضاي پوياتر و باز تري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد. اگر صدمه ديده ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اسـاس معـيـارهـاي گذشته بنا نكنيد. آنرا تغيير دهيد. تصميم بگيريد در بـرابـر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد.
گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم ميشويم به اين انتظار كـه او نـيـز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نميشود، خشمي پنهاني شروع به پيدايش ميكند. چنـيـن حالتي باعث بروز رفتارهاي متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيـدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه اي كه مي بـخشيد، بـه هـمـان انـدازه هم بدست مي آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن ديـر يـا زود نـمايـان خواهند شد. زمانيكه با ديگران طوري رفتار ميكنيد كـه مـورد احـترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مينماييد.
با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت. او بصورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 15:28 توسط علی محتشم |
|
|
*******************************
زنها به همه چيز توجه دارند - منظـورم همه چيز هـسـت. آنها استاد كشف چيزها بـهـمراه جـزئياتشان مي باشنـد. بنابراين حتي كوچكترين رفتارها اگر صميمانه و متفكـران انجام پذيرند، نتنها از طرف هـمسـرتـان مـورد تـحـسيـن و تقدير قرار خواهد گرفت، بلكه باعث تحكيم روابط و برقراري حب و دوستي بيشتر بين شما خواهد شد.
الـبـتـه مـنـظـور از اين اعمال فقط كمك در انـجام امور خانه نيست. برخي از مردان تصور مي كنند كه شـسـتن ظروف نـهايت ابراز يك رفتار رمانتيك بشمار ميرود. اين ايده خـوب است ولي كافي نيست.تميز و مرتب نمودن محيط بيشتر يك انتظار محسوب ميشود تا يك لطف.
اگر واقعا تصـميم تـحت تاثير قـراردادن و خـوشحال نمودن همسر خود را داريد نكات زير را دنبال كنيد و مطمئن باشيد نتايج چشمگيري عايدتان خواهد شد.
شماره 10
دستورالعمل هاي رومانتيك تهيه نماييد هنگاميكه همسرتان به خانه مي آيد، يك موضوع ماجراجويانه كوچك برايش محيا كنيـد. در قسمتي از خانه ياداشتي كه به او بگويد چه بايد بكند، قرار دهيد. ياداشت دومـي را در محلي كه بايد آن كار مورد نظر را انجام دهد، بگذاريد و به همين ترتيب.
توجه داشته باشيد كه يادداشتها را بصورتي رومانتيك تدارك ببينيد تا خودش را بـتـدريج بـراي شـبي خـاطره انگيز و بياد ماندي آماده نمايد. براي مثال به او بگوييد در آشپزخانـه يـك لـيـوان چـاي گرم بنوشد، سپس دوش بگيرد و يك موسيقي ملايم بگذارد - متـوجـه منظور مي شويد؟
شماره 9
به او بگوييد كه زيبا است زنها هيچگاه از شنيدن اين جمله خسته نمي شوند و حتي زمانيكه انتظار شنيدنش را ندارند، بيشتر لذت مي برند. گه گاهي به محل كار همسرتان تلفن زده و اين موضوع را به او گوشزد كنيد. يـادداشتي حاوي اين پيغام در كيـفـش قـرار دهـيد تا او در طول روز به آن برخورد كند. همچنين ايـمـيلي بـرايـش بـفرستيد و بنويسيد كه ديگر تحمل دوريش را نداريد. او براي ديدن شما بسيار مشتاق و هيجان زده شده و مـمكن است حتـي محـل كارش را زودتر ترك نمايد.
شماره 8
برايش نامه اي دست نويس بنگاريد شايد ايميل مهمترين ابداع نسـل كنـوني بحساب آيد اما چيز مهمي از زندگي را از بين برده است: اسرار و مكتب رومانتيك يك نامه دست نويس. بنابراين آنرا بازسازي نموده و يكي برايش بفرسفيد. مي تواند يك نامه عاشـقـانـه، داـستاني، اقراري و يا هر آنچه كه همسر شما خوشش مي آيد باشد. فقط آنرا چاپ نكنيد.
شماره 7
او را به يك رستوران ببريد بياد داشته باشيد كه اين عنصر "غافلگير نمون" است كه باعث بهدف رسيدن ميـشـود. بـطور غـير منتظره به محل كار همسرتان رفته و او را به رستوراني در آن حوالي بـبـريـد. حتي مي تـوانيد غـذاي او را آورده و فـي البداهه به يك پيكنيك كوچك برويد. شما پديده بـرجسته روز او خواهيد شد بخصوص هنگامي كه همكارانش مي بينند كه وي چه مـرد رومانتيكي دارد.
شماره 6
غذاي مورد علاقه اش را برايش بپزيد همه بانوان موافقند مـردي كه بـا آشـپـزخـانه بـيگانه نباشد واقعا يك مرد كامل است. هر مـردي بـايد بـا پـختن غـذاهاي آسـان آشنا بوده و بتواند حداقل يك غذاي مشكل را طبخ كنـد. روش پـختـن غذاي مورد علاقه او را ياد گرفته و خـود را در دريـاي مـحـبـت وي غـرق شده ببينيد.
شماره 5
او را به يك قرار ملاقات "رسمي" دعوت كنيد بعد از زمان طولاني با هم بودن، زوجين تمايل به كندي و از دست دادن هيجانات مفـرط روزهاي اوليه زندگي پيدا مي كنند. اين چيزي است كه اغلب زنان تاسف آنرا ميخورنـد. بـنـابـراين آن هيجـانات از دست رفته را بازيابي نموده و او را براي يك ملاقات زيـبـا دعوت نماييد. بهتر است او را به مكاني با كلاس و مجلل كه مستلزم پوشيدن لبـاس رسـمـي مـي بـاشد ببريد ( مي دانيد كه زنان عاشق شيك لباس پوشيدن هستند ) براي اينـكه به كار خود واقعا رسميت بخشيد، از او از طريق يك نامه يا ايميل دعوت بعمل آوريد.
شماره 4
برايش هديه اي بعنوان يادگاري خريداري نماييد يك روز بدون دليلي خاص هديه اي منـاسـب كوچكي به او بدهيد. البته منظور يك خرس عروسكي و يا ديگر هداياي غيـرقابل تخيل مـوجود نيست. بـه او چيزي بدهـيد كه برايش ارزش و مـعـنـي داشـتـه باشد. اگر چيزي كه وي به آن احتـيـاج داشـته ولي تا به حال از گفتنش بشما اجتناب كرده را برايش خريداري كنيد، نتيجه بسيار بهتري خواهيد گرفت.
شماره 3
با او
برقصيد به همـسرتان يـادآوري كنيد كه وقتي با او ميرقصيد چقدر خوب مي توانيد اينكار را انجام دهيد. ميتواند در اتاق نشيمن و يا سالن پذيرايي باشد بدون حضور ديگران. او احساس خواهد كرد كه داخل صحنه يك فيلم بسر ميبرد.
شماره 2
يك شاخه گل به او بدهيد مـنـتظر رسيدن روز ولنتاين يا تولدش نباشيد. همين امــروز به همسرتان يك شاخه گـل بـدهـيد تا احساسات او را بر انگيخته و محيط اطرافش را مزيـن نـمايـيـد. ابـتـكار داشـتـه بـاشـيد و گـلي بـه او بـدهيد كه قبلا نداده باشيد مانند يك تك شاخه رز يا اركيده. تـحت هيـچ شـرايـطي نـبـايد گياهاني مانـنـد كـاكتوس را به او داده و ايـن طور وانـمو كـنـيد كه نشانه عشق و رمز و راز ميباشند.
شماره 1
او را نوازش كنيد وقتي همسرتان بعد از روزي سخت و خسته كننده از سركار به خانه بازگشت به نزد او رفته و با مهرباني و نوازش با او سخن گفته و رفتار نماييد. سعي كنيد با خوش رويي و خوش خلقي خستگي و استرس روزانه را از تن وي بيرون نماييد.
در انتها اين نكته را بياد داشته باشيد آنچـيزي كـه همسرتان از روي علاقه واقعي بخاطر مي سپارد، اعمال كوچك و جزئي شما مي بـاشـد. چـيـزهـاي كـوچـكي مـانند تهيه يك كاريكاتـور از هـر دوي شـما و يـا ترجـيح دادن وي بجاي تماشاي مسابقه فوتبال دوشنبه شب.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 13:30 توسط علی محتشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای خوانندگان وبازیگران هالیوود ترانه های جدید ایرانی و عربی وخارجی |
|
RSS
|